ببينيد قرآن در جنگ حق و باطل چقدر خوش بينانه نگاه میكند ، میگويد : اين نمود باطل شما را نترساند ، اين فراگيری باطل شما را مأيوس نكند ، زيرا سرانجام حق پيروز است ! حق هميشه پيروز بوده است :
«وعد الله الذين آمنوا منكم وعملوا الصالحات ليستخلفنهم فیالارض »1۱۳۸۹/۱۱/۱۵
۱۳۸۹/۰۹/۲۵
اصلاح جامعه
پيامبران آمده اند بشر را بدست بشر اصلاح كنند نيامده اند بشر را بدست فرشتگان اصلاح كنند قرآن میگويد : « لقد ارسلنا رسلنا بالبينات و انزلنا معهم الكتاب و الميزان ليقوم الناس بالقسط »1 پيامبران را با دلائل روشن فرستاديم و با آنها كتاب و ميزان فرستاديم تا مردم عدالت را بر پا دارند نمیگويد تا پيامبران مردم را به عدالت وادار كنند میگويد تا مردم ، خود عدالت را بپا دارند
يعنی پيامبران میخواهند به دست مردم ، جامعه را اصلاح كنند.
پ.ن: نبرد حق و باطل به ضمیمه احیای تفکر اسلامی / مرتضی مطهری - قم،تهران: صدرا ، 1382.
1)نمایش متن و ترجمه آیه شریفه در سایت تبیان
يعنی پيامبران میخواهند به دست مردم ، جامعه را اصلاح كنند.
پ.ن: نبرد حق و باطل به ضمیمه احیای تفکر اسلامی / مرتضی مطهری - قم،تهران: صدرا ، 1382.
1)نمایش متن و ترجمه آیه شریفه در سایت تبیان
برچسبها:
شهید مطهری ،
قرآن ،
نبرد حق و باطل
چرا نزد یزید گفت "جز زیبایی چیزی ندیدم؟"
سلام
متن زیر را عینا از کتاب نبرد حق و باطل شهید مطهری برای شما دوستان نقل می کنم. برای من جالب بود.
پ.ن: نبرد حق و باطل به ضمیمه احیای تفکر اسلامی / مرتضی مطهری - قم،تهران: صدرا ، 1382.
متن زیر را عینا از کتاب نبرد حق و باطل شهید مطهری برای شما دوستان نقل می کنم. برای من جالب بود.
من در يك سخنرانی تحت عنوان " حماسه حسينی " از بعضی روضه خوانها و منبری ها انتقاد كردم ، گفتم اين حادثه عاشورا دارای دو صفحه است ، دو چهره دارد : يك صفحه سياه و يك صفحه سفيد سكه ای است كه دورو دارد در يك طرف ظلم و جنايت و بیرحمی و نامردمی و قساوت است قهرمان اين صفحه ابن زياد است و عمر سعد و شمر و سنان بن انس و حرمله كوفی و همين طور كه اين صفحه از سياه ترين صفحات تاريخ است ، طرف ديگر آن از درخشان ترين صفحات تاريخ است در آن صفحه ، ما ايمان میبينيم و حقيقت و توكل و مجاهدت و صبر و رضا . قهرمانان اين صفحه خود امام حسين ، برادران امام حسين ، فرزندان امام حسين ، برادرزادگان امام حسين و اصحاب امام حسين هستند اگر قسمتهای زيبای اين صفحه را در مقابل قسمتهای زشت آن صفحه قرار دهيم ، نه تنها كمتر نيست بلكه بر آن میچربد ولی بعضی منبريها مثل اينكه عادت دارند صفحه سياه تاريخ عاشورا را برای مردم بازگو كنند گوئی اين تاريخ اساسا صفحه سفيد ندارد ، مثل اينكه امام حسين و اصحاب و ياران او مردمی بودند كه فقط نفله شدند ، افرادی بودند كه مظلوم واقع شدند و هيچ قهرمانی نداشتند در حالی كه همان طور كه گفتيم قضيه دو طرف دارد و طرف زيبای آن برطرف زشت آن میچربد .
پ.ن: نبرد حق و باطل به ضمیمه احیای تفکر اسلامی / مرتضی مطهری - قم،تهران: صدرا ، 1382.
برچسبها:
امام حسین ،
شهید مطهری ،
عاشورا ،
نبرد حق و باطل
۱۳۸۹/۰۶/۰۷
۱۳۸۹/۰۵/۰۳
كلمات شریفه
1. قالَ السجّادُ (ع): اِنَّ اَحَبَّكُمْ اِلىَ اللَّهِ اَحْسَنُكُم عَمَلاً، وَاِنَّ اَعْظَمَكُمْ عِنْدَاللَّهِ عَمَلاً اَعْظَمَكُمْ فیما عِنْدَ اللَّهِ رَغْبَةً.(1)
محبوبترین شما نزد خداوندمتعال، نیكوكارترین شما است و عظیم كارترین شما نزد خداوند متعال، راغبترین شما به عبادات الهى است.
2. قالَ (ع): هَلَكَ مَنْ لَیْسَ لَهُ حَكیمٌ یُرْشِدُهُ وَذَلَّ مَنْ لَیْسَ سَفیهٌ یَعْضُدُهُ.(2)
در هلاكت است كسى كه دانشمندى وى را ارشاد ننماید و خوار است كسى كه سفیهى وى را هم بازو نشود و كمك ننماید.
3. قالَ (ع): اِتَّقُوا الْكِذْبَ الصَّغیرَ مِنْهُ وَالْكَبیرَ فى كُلِّ جِدٍّ وَهَزْلٍ. فَاِنَّ الرَّجُلَ اِذا كَذِبَ فِى الصَّغیر اِجْتَرَأ عَلَى الْكَبیر.(3)
از دروغ، چه كوچك باشد، چه بزرگ و چه جدى باشد و چه شوخى، بپرهیزید؛ زیرا كسى كه دروغ كوچك بگوید، جرأت بر گفتن دروغ بزرگ نیز پیدا خواهد كرد.
4. قالَ (ع): ما مِنْ شَیءٍ اَحَبَّ اِلَى اللّهِ بَعْدَ مَعْرِفَتِهِ مِنْ عِفَّةِ بَطْنٍ وَفَرْجٍ.(4)
نزد پروردگار منان هیچ چیز پس از خداشناسى دوست داشتنىتر از عفت شكم و فرج (حلال خورى و پاكدامنى) نیست.
5. قالَ (ع): طَلَبُ الْحَوائجِ اِلَى النَّاسِ مَذِلَّةٌ لِلْحَیاةِ وَمُذْهِبَةٌ لِلْحَیاءِ وَاِسْتِخْفافٌ بِالْوَقارِ وَهُوَ الفَقْرُ الْحاضِرِ.(5)
درخواست حوایج و نیازمندىها از مردم، موجب خوارىِ زندگى، از بین رفتن حیا و كاستن متانت است و آن، فقر حاضر است.
1 . بحار الأنوار، ج 104، ص 73، باب 1، ح 25.
2. همان، ج 78، ص 158، باب 21، ح 19.
3. همان، ص 136، باب 21، ح3.
4. همان، ص 141، باب 21، ح 3.
5. همان، ص 136، باب 21، ح 3.
برگرفته شده از كتاب خاندان عصمت علیهم السلام - تالیف سید تقى واردى --- به نقل از سایت تبیان
برچسبها:
امام زین العابدین ،
حدیث
۱۳۸۹/۰۵/۰۱
گذشت امام زین العابدین (ع) از امیر معزول مدینه
هشام بن اسماعیل مخزومى، كه از نوادگان ولید بن مغیره بود، در زمان خلافت عبدالملك بن مروان، به امارت مدینه رسید. او گرچه اهل علم و روایت بود، اما از منطق و دادگرى بهره چندانى نداشت. به همین دلیل، در زمان امارت خود، با خاندان امیرالمؤمنین على (علیه السلام) به ویژه امام زینالعابدین (ع) رفتارهاى ناپسند و ظالمانهاى داشت و با اندك بهانهاى به اذیّت و آزار آن حضرت مىپرداخت.
پس از هلاكت عبدالملك، فرزندش ولید به خلافت رسید. پس از چندى هشام ابن اسماعیل مورد خشم خلیفه قرار گرفت و از امارت مدینه عزل شد. به دستور امیر جدید، هشام را بازداشت كرده و در جلوى خانه مروان بن حكم در معرض دید اهالى مدینه قرار دادند تا هر كس از وى شكایتى دارد، آن را اقامه كند و حق خویش را بستاند. هشام، كه در توقیف مأموران امیر بود، مرتباً مىگفت: من از كسى واهمهاى ندارم جز على بن حسین (ع) كه به وى آزارهاى زیادى رساندهام.
اما در همان ایام، امام زینالعابدین (ع) فرزندان و اطرافیان خویش را گرد آورده و به آنان سفارش كرد كه از هشام شكایتى نكنند. اطرافیان امام (ع) عرض كردند: ما منتظر چنین روزى بودیم كه انتقام ستمكارىهاى او را بستانیم، آیا ما را امر مىنمایى تا در مورد دشمن شما و اهل بیت(ع) كوتاه بیاییم؟ امام (ع) فرمود: حتى به یك كلمه هم در صدد انتقام نباشید، وى را به خدا واگذار كنید.
روزى امام (ع) به هنگام عبور از جلوى توقیفگاه هشام، از وى تفقّد و دلجویى كرد. هشام كه بزرگوارى و كرامت نفس امام (ع) را ملاحظه كرد، گفت: اَللَّهُ اَعْلَمُ حَیْثُ یَجْعَلُ رِسالَتَهُ؛ (1) یعنى خداوند متعال داناتر است كه رسالتش را در كجا (چه خاندانى) قرار دهد.
همچنین در روایتى آمده است كه امام زین العابدین (ع) براى هشام پیغام فرستاد كه ببین از مال دنیا چیزى دارى كه خود را رهایى بخشى و از بند رها سازى؟ در پیش ما چیزى نیست كه تو را كفایت كند؛ اما از ما مطمئن باش كه آسیب و آزارى به تو نمىرسد. هشام كه از بزرگوارى و عفو امام(ع) متحیر و مبهوت شده بود، گفت: اَللَّهُ اَعْلَمُ حَیْثُ یَجْعَلُ رِسالَتَهُ.
آرى، امام زین العابدین (ع) با این سیره و رفتار خود به همگان آموخت كه زمین خوردگان را زمین زدن روا نیست. مردانگى و غیرت در این است كه در برابر ستمكاران، در هنگام اعمال ناشایستشان ایستادگى شود. (2)
-------
1 . انعام (6) آیه 124.
2 . مناقب آل أبىطالب، ج3، ص 301.
برچسبها:
امام زین العابدین ،
داستان
